حجت الاسلام اخوان گفت: طرحي كه خدمت بزرگواران به صورت اجمالي و خلاصه در اين زمان كوتاه تقديم می شود بحث چيستي و چرايي و چگونگي طب اسلامي است. مجموعه كتابي به نام حكيم باشيم كه چهل جلد هست و تقريبا دوازده جلدش چاپ شده و بر اساس اين گفتمان و تفصیل بحث امروز در آنجا تدوین شده است.

دو نکته عرض کنم اول اینکه طب اسلامی یعنی طب وحیانی و دشمن تلاش کرد سیصد سال تا آن را ریشه کن کند.

علامه مجلسي در كتاب بحار نقلي را مي آورد از سيد بن طاووس و مباحثي ديگري را نقل مي كند مبنی بر اينكه حضرت آدم با خودش طب و نجوم آورد لذا سلسله ي انبياء و سلسله ي وحي پيوسته براي هدايت بشر در كنار تمام آموزش هاي مختلفي كه داده اند يكي از گزاره ها طب بوده.

 يعني ما نمي توانيم در تربيت فرزند، اخلاق و حتی تبليغ، مزاج شناسي را ناديده بگيريم به قول آیت الله نوری همدانی مرجع تقليدي كه با مزاج و طب آشنا نباشد حق فتوا ندارد. طب جزء زندگي ما بوده تا جايي كه آقاي الگود در كتاب پزشكي در ايران مي گويد زمان صفويه اينها آمدند پيش شاه عباس صفوي با اين هدف گفتند اگر ما بخواهيم هر تغييري در ايران داشته باشيم بايد چه چیزی از زندگی اینها را تغییر دهیم؟ طب شان را بايد بگيريم. تمام اتفاق هايي كه در زندگي ايرانيان مي افتاد بر اساس مزاج و طب و سردي و گرمي و اين مباحث بود.

امام صادق علیه السلام فرمودند لباس شما اگر لباس كفار باشد پوشاك شما پوشاك كفار باشد خداوند شما را به دشمنان خودش ملحق مي كند. اهل بيت علیهم السلام آمدند به ما سبك زندگي بدهند "لقد کان لكم في رسول الله اسوه حسنه "و دهها روايت و آيات شريفه در اين حوزه مي خواهد بگويد درس زندگي ما در حوزه هاي مختلف که چیزی بخوریم و چه چیزی بپوشیم بايد برآمده از فرمايشات وحي باشد "ان الدين عندالله الاسلام " .

همين الان مراجع مي گويند شما اگر مطمئن شديد اين جمله و فراز اين تورات و انجيل و كتاب گات هاي زرتشت وحي است و نسخ نشده قابل استناد است لذا طب اسلامي به معناي طب وحياني است يعني طبي كه از حضرت آدم تا به امروز براي سعادت بشر در اختيارش قرار گرفته است.

 حالا يك تکه هايي از آن جنبه ي پزشكي داشته و از لحاظ پزشكي در كتاب گات ها و اوستا مي توانيد پيدا كنيد. اين كلمات قبلا بوده و جنبه هاي پزشكي را آقاي بقراط جدا مي كند.

 اصل ماجرا و اصل سخن انبيا و طب وحياني و طب اسلامي؛ طبي بوده كه خداوند اين طب را براي هدايت بشر فرستاده است. كسي که بخواهد به قول امير المومنين علیه السلام به ملكوت آسمان ها برسد بايد مزاج صافي داشته باشد يعني با صفرا و سودا و بلغم و دهها مزاجي كه خواستند كل يعمل علي شاكلته - که در قرآن کریم است شاكله ي ما كه علامه طباطبايي فرموده مصداق اعظمش همين مزاج است - معتدل كنند تمام دين و مباحث ديني از اين يك رو و از يك جنبه تلاش به اين دارد كه ما سلامت روحي و معنوي و جسمي مان ان شاء الله تأمين شود.

اگر نگاه ما اين بود منتظريم از وحي و نگاه اين بزرگواران چه بپوشيم و چه بخوريم، كليد واژه تمدن است. حالا كليت بحث اين بود كه ما وقتي مراجعه مي كنيم در روايت و سيره ي اهل بيت روايت هاي فراواني داريم مثل آنچه كه صد روايت مي آيد نظام اقتصادي ما مي توانيم را جمع مي كند با استناد به روايت هايي كه درجه يك و قابل استناد است.

 بياييم نظام سلامت و بهداشت اسلام را بنا كنيم و اصرار هم داريم اين نظام سلامت و بهداشت اسمش طب اسلامي باشد و اين طب اسلامي به معناي طب وحياني است. اگر اين اتفاق - و سبك زندگي مان شد- تمدن اسلامي تحقق پيدا مي كند.

طب اسلامي بحث مزاج دارد. عرصه هاي مختلف پوشاك و خوراك ما که در آن مطرح است نياز به استخراج دارد. ما در حوزه علمیه به روایاتی که پیرامون مباحث فقهی است بحمدالله توجه خیلی خوبی داریم اما روایاتی که درباره سبک زندگی از امام صادق در حوزه ي روان شناسي و مهارت زندگي و در حوزه اصلاح روابط خانواده است در کجای حوزه پرداخته می شود؟

جمعي زيادي از روايات به حوزه روابط جسم مي پردازد كجاي حوزه بررسي مي كند؟ تحت عنوان كلمه اي كه شروع كرديم با كليد واژه طب اسلامي با رويكرد طب و تربيت يعني آنچه روی زمين مانده است را با يك سري مطالب جمع كرديم اين شاكله ي كلي بحث بنده بود كه مي خواستم خدمت گراميان و بزرگواران عرض كنم.

 ممكن است مخالف باشيد با حوزه كه طب اسلامي نداريم يا مثلا مطرح شود طب اسلامي، بگوييد نظام سلامت و بهداشت اما اصرار داریم كه طب اسلامی وجود دارد  از باب اينكه شهيد بهشتي مي گويد از يك جايي شروع كن.

اگر ما طب اسلامي را به معناي طب اسلامي بپذیریم همانطور كه اقتصاد اسلامي داریم یا همانطور كه اقتصاد و مديريت  اسلامي داریم و مقام معظم رهبري تاكيد دارند بايد كار شود، در بحث طب اسلامی هم دقت رهبري وجود دارد و ایشان می فرماید طب ايراني و اسلامي بايد احيا شود.

 تبصره سيزده و چهارده دستور به گسترش مي دهند. البته رويكرد عمومي مباحث اسناد نظام حول بحث طب سنتي ايراني و اسلامي با اين نگاه هست اما وظيفه ي حوزه اسناد نظام، همه ي عرصه ها را مي بيند ولي من به عنوان طلبه در حوزه و علما به عنوان شخصيت هايي كه اين مباحث را كه اهل بيت چگونه زندگي مي كردند معماري و رنگ خانه هايشان، مزاج غذايشان چرا اين غذا را مي خوردند؟ كليد واژه ي مغفول كه فكر مي كنم خبر خوب حوزه به اين سمت برود مديريت اسلامي و حوزه بايد طب اسلامي شود.

 دانشگاه علوم پزشكي برود در طب ايراني كار كند و گزاره هايي از طب اسلامي كه ما نياز به تحقيق داريم. فرمایشات امام صادق و امام رضا نیز به ما رسيده و تجربه هم كرده ايم. آن قسمتي كه فرمودند تجربه هم كرده ايم. اتفاقا حوزه و دانشگاه بايد با هم پيوند بخورند. خيلي از گزاره ها امام صادق فرمودند اكل البقالی خوردن باقالي خون تازه را از ساق پا تراوش مي كند، اين كار دانشگاه علوم پزشكي است که در بخش طب سنتي بگویند امام صادق و امام رضا فرمايشات شان چه نكته ای پیرامون مثلا این قضیه وجود دارد و تحقيق كند؛ يا مثلا خيلي تحقيقات اينطوري مي توانيم انجام بدهيم برای مثال در روايات و يك جاهايي كه نياز به تحقيق دارد امام صادق و امام رضا فرمودند دور كليه شما چربي است كه اگر به ديوار حمام تكيه كنيد اين چربي آب مي شود و كليه تان سرد كار مي كند لذا حضرت تاكيد كردند به ديوار حمام تکیه نکنید.

حوزه در مباحث کیفیت نقلش و تجربه هاي ميداني مي تواند كارهايي داشته باشد از آن طرف هم در دانشگاه علوم پزشكي تحقيقات جزئی تر انجام شود.لازم است ارتباط دانشكده هاي طب سنتی با  فضاي حوزه گسترش پيدا كند.

 تعريف ما از طب اسلامي يعني طب وحیانی و آنچه كه از منابع اسلامي است ولي با نگاه به اينكه از اين شاخص منابع اسلامی  استفاده كنيم.

جالينوس آمد يك جلد كتاب بقراط را چهارصد جلد کرد. كتاب بقراط يك جلد بود جالینوس بقيه اش را از كجا آورد؟ بقراط آمد طب زرتشت را كه وحياني بود تبديل كرد به كتاب طب اما جالينوس خيلي حرفهايي كه اضافه كرده خرافات یونان است و به فرموده امام صادق اشتباهاتی دارد.

الگود در كتاب تاريخ پزشكي مي گويد پيغمبر وقتي آمد طب جديدي آورد. پيغمبر گرامي آمد طب اسماعيل را احيا كرد طب اسماعيل مي گويد وقتي بچه به دنيا مي آيد روز هفتم سرش را بتراشید وآب زمزم به ملاج بچه بمالید، اينها مي گفتند ما نمي خواهيم بچه اسماعيلي بشود سر بچه را مي تراشيدند و به جاي اينكه آب زمزم بمالند خون سگ مي مالیدند و اسم بچه را به جاي اينكه بگذارند اسماعيل، کلب می گذاشتند و مي گفتند مي خواهيم از منافع قبيله دفاع كند و خونريز باشد.

علامه مجلسي مي فرمايد طب اسماعيل را پيغمبر احيا كرد گفت موها را بتراشيد مقداري صدقه بدهيد و آب زمزم را احيا كرد. حالا طب ايراني كه رفته يونان و جالينوس خيلي گسترش داده و حرفهاي عجيب و غريب وارد شده در منابع طب ایرانی نسخه های بسیار عجیبی که هیچ سنخیتی با وحی ندارد آمده است.

 برای مثال در کتاب قانون  آمده درمان یرقان : گوشت جوجه تیغی (قانون ج3 ص339 ) و کرم خاکی سرخ (همان 339) درمان آسم : گوشت جغد (قانون ج2 ص 124) درمان صرع: راسو و شراب (همان ص 212) برای آنکه فرزندتان  پسر شود : بیضه سگ (همان ص76) اگر یبوست دارید : مغز خرگوش (همان) درمان بیماری های کبد: کبد گرگ (همان ص 193) درمان نقرس : خون قاعدگی زنان (همان ص 78) درمان اسهال : مدفوع سگ که فقط استخوان خورده (همان ج2 ص 338) درمان پهلو درد : مدفوع خوک (همان ص 142) درمان سنگ کلیه : فضله موش و کندر (همان ص 142)

البته عرض نمی کنم اینها را بوعلی توصیه می کرده بلکه عرضم این است که تحریف در طب ایرانی وارد شده است و قابل استناد به عنوان حجت نیست و برای شناسایی مطالب از جنس وحیش كه در کتب زرتشت آمده بوده بايد طب روايي را ياد بگيريم و پس از یادگیری طب وحیانی روایی از طب ایرانی و حتی طب های دیگه بهره ببریم لذا آقا می فرمایند : دغدغه قلبی من طی ایرانی اسلامی است به آن بپردازید.

نکته بعدی این است که طب واژه اصیلی است انکارش نکنیم. برای بررسی مفاهیم هر علمی باید منابع همان علم بررسی شود، قدما روایات حوزه تغذیه، حفظ الصحه، معماری، پوشاک، بهداشت و درمان را با  چه عبارات و چه کتبی ذکر کرده اند؟

فقط در کتاب تراث الشیعه الامامیه فی المرویات الطبیه نوشته آقای دلیری فهرست کاملی از دويست كتاب روایی با كليد واژه ي طب اسلامی از قدما آورده شده برخی با قدمت بیش از هزار سال.

بزرگانی همچون شيخ حر عاملي، علامه مجلسی، شیخ کلینی، طبرسی، شبر، محقق كركي، سلماسی، اشعری قمی، ابن بابويه، و ... وقتي اسم كتاب هایشان را کتاب الطب، طب اهل بیت، طب النبوی، طب الصادق ، طب الرضا و .. مي گذارند و جالب آنکه اکثر این بزرگان روایاتی که نقل کردند روایات صحیح می دانستند.

چه داعيه اي است كه ما بياييم اسم ها و واژگان را عوض كنيم و هر حرف جديدي در بياوريم؟ بايد در هر علمي به واژه مادر همان مراجعه كرد. اكثر روايات، صحيح و معتبر است و روايت هاي قوی مثلا يكي از كتاب ها مال مرحوم تلعكبري است که دارای 800 روایت دارد.

در اين كتاب شما نگاه كنيد دو صفحه اش دارو است. رنگ پوشاك جزو طب اسلامي است. بحث پيشگيري و اینکه كاري كنيم بيمار نشويم و اگر بيمار شديم درمان كنيم. براي پيشگيري چهارده فصل آنچه مرتبط با اسلام و سبك زندگي است چهار فصل هم آورده شده است و آخرش درمان دعايي.

دعا ربطي به طب ديگري ندارد ربط به همين طب دارد. علاج بالغذا اين همه ما روايت علاج بالغذا داريم. دیگر اینکه علاج باليد داریم، امام رضا فرمودند اگر با فشار كسي از جا بلند شد و مرده بود من تعجب نمي كنم.

حالا يك فصل از اين هجده فصل مي شود درمان دارويي. در درمان دارويي مي گوييم اهل بيت داروها و نسخه هايي هم داشتند كه نسخه ها از امام به ما رسيده و تجربه هم كرديم. پس عرض ما طب اسلامي به معناي طب وحياني است و این طب يعني همه ي عرصه هاي زندگي ما را اهل بيت ديدند.

 ما نبايد برويم سراغ كتابي كه اولش مي گويد ما اينها را از جالينوس گرفتیم بعد برویم برايش روايت مويد بياوریم. بوعلي سينا مي گويد ارکان چهار تاست آب آتش و خاك و هوا چرا؟  چون يوناني ها می گویند. یونانی ها چهار تا خدا داشتند خدای آب ، خدای آتش، خدای خاک و خدای هوا که هر چه مي خواستند خلق كنند با هم سهم گذاشتند لذا تنوع است در عالم!

 يكي از بزرگواران مي گويد اين چهار ركن ناقص است باید رکن معنویت اضافه شود. معنويت را از كجا آوردی ؟ می گویند جايش خالی بود گذاشتیم.

اهل بيت اركان را خودشان گفتند و آن ها را بحث كردند. خداوند نور را خلق كرد بعد جوهر را خلق كرد. ابعاد معنوي پيدا مي شود بعد آب، آتش، خاک و هوا يعني ابعاد جسمی را فرمودند. لذا اگر بخواهيم مردم را با سر چشمه ي اسلام آشنا کنیم نمي توانيد نظام سلامتش را ندید و يك چيز ديگري شود .

حضرت امام در كتاب كشف الاسرار فرمودند طب اروپايي طب استعماري است اينها آمدند ما را استعمار كنند. يكي از اطبا مي گفت اين طب درمانگر نيست بلكه عوارض بيماري را برطرف مي كند تا بدن به سمت شقاوت مسيرش را طي كند. امام گفتند: چرا مردم نمي گوييد گفت: كسي جرات نمي كند.

 حالا هم طب نوين با همان شاخصه هاي مازيتريني كه دارد، انسان را در آزمايشگاه با موش مقايسه مي كند؟ بعد با اين نگاه مي رود گياهان را بررسي می كند.

اصلا نگاه و جهت روايات كاملا متفاوت است يعني روايات مي گويد از ريشه نگاه كنيد. مباني جالينوس را دچار خدشه قرار داده پس من طلبه بايد يكي از وظايفم اين باشد که حتی مرجع تقليد هم شديم بايد برويم به اين سمت. باید درس خارج فقه باشد؛ اما درس خارج طب بايد راه بيفتد. با نگاه فقاهتي اين مباحث در بيايد خيلي از اين مباحث گفتگو شود در فضاي روز گسترش پيدا كند.

گفتنی است بخش دوم این کرسی آزاد اندیشی به زودی در سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا منتشر خواهد شد./829/ز501/س

خبرنگار: محمدمهدی مرادی


download app

eita     sorosh   Telegram